۹.نارنجی پوش محبوب

از ساعت 6:45که رسیدم خونه عینهو یه گربه خپل افتادم اینجا و دارم نت گردی میکنم و خوب اعتراف میکنم که تعداد بازدیدا رو دیدم و ذوق کردم و بعضی از اساتید وبلاگ نویسم که قدم رنجه کردن و اومدن واقعا خوچحال شدم.مرسی جیگراماچ

 

مهمونی که قرار بود بین 2 تا 3 بیاد شرکت ساعت 4.5 تشریف انور حضور آورد و تا 6 همه موندیم و من در حالی که هی لبخند ژکوند میزدم براش تو تصورم خرخره شو میجویدم !! بعد از روز به اون سختی و پرکاری که صبح با خودم ریمل برده بودم تایمم آزاد شد بزنمو نشدو ساعت 3پشت سیستمم نهار میخوردم و کارامو میکردمو تلفنی هم با اون دختر خوش لهجه چینی صحبت میکردم وخوشحال بودم 5 میرم،پوووووووفاوه

 

حالا نیم ساعت دیگه آقای گیو میاد که مسیر فردارو بصورت تمرینی بریم با دوچرخه که تخمین تایم و میزان سرویس شدن پا و کمر و اینا رو داشته باشیم. اگه دیشب لج نکرده بودم که امشب برم واسه تمرین، به جون همین همسایه پایینی اگه این لپ تاپو رها میکردم.برم آماده شم.خمیازه

/ 3 نظر / 5 بازدید
ملودی

بوووووووووووووس قلنبه نخوندم ولی میام حتما . الان کامنتتو دیدم عزییییییزمی

مرتضی

ینی پس می گی برم نارنجی پوش رو ببینم ؟ . بعضی از پست هات رو خوندم ... گاهن نگاهت رو به دور و برت و آدما دوس دارم ... . برقرار باشی ...