|
روزهای بهتری هم هست... همه چیز مرتب میشه٬ بیا یه استکان چای بخور!
| ||
|
هم الان از خونه خبر رسید که تایگر خان ما حالش خوبه و رفته رو تشک خوابیده!!
شبش تولد فرزین، اون یکی فرندز متولد شده بود، به گلی هم گفتم جمع فوقالعاده بی ریاست، پا شو بیا! اونم که پایه!
دیروز عصر هم با گیو رفتم خونه و بعد از تغذیه ببر کوچولو و ناز و نوازش کردنش اومدم یه دقیقه سرم رو بذارم رو بازوی گیو بخوابم که دیدم وروجک بین صورت من و گیو در حال سفره!
تایگر عسلی خیلی خیلی به این عکس شبیهه: برا دوستانی هم که نگرانن از یه بچه گربه مث برگ گل آدم بیماری و نازایی!!!! بگیره باید بگم که به قول یکی از دوستان (گیلاسی): احتمال اینکه بیماری توکسوپلاسموز از یک گربه به شما منتقل شود در حدود احتمال سقوط یک ایرباس از آسمان بر سر شماست!!!
یه جای دیگه هم خوندم: احتمال اینکه ما در طول زندیگمون از طریق خوردن گوشت ، سبزی و غذا های فست فود بیرون ، توکسو پلاسما وارد بدنمون بشه صد ها برابر بیشتر از گربه خانگیه.تازه بر فرض که این اتفاق بیفته....یعنی یا از طریق مدفوع گربه (احتمالش در حد صفره!) یا از گوشت و سبزی مصرفی این انگل وارد بدن ما بشه باز هم سیستم ایمنی بدنمون اجازه نمیده تا بیماری توکسو پلاسموز بگیریم در واقع این انگل فقط افراد خاصی رو آلوده میکنه که اونم بر میگرده به ضعف سیستم ایمنی بدن و ... [ ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱٠ ب.ظ ] [ مهرسا مستقل ]
[ چای میخوری؟ () ]
واسه آدم کثیر السفری مثل من داشتن لیست همیشه یه چیز واجب بوده، به حال و روز الانم نگاه نکنین که کم سفر شدم، تو خونه بابا که بودم نصفه شب بیدارمون میکردن که پا شین داریم میریم اصفهان مثلا یا خوزستان یا مشهد!!!
با تصویر سازی! یعنی چی؟! یعنی این که مثلا اگه میدونی چه چیزایی میخواین تو سفر بخورین وسایل لازمشو ببینین میخواین ببرین یا همونجا میخرین.
خوب ما میخوایم ناهار هامون حتما یه بار جوجه کباب بخوریم و یه بار هم ماهی، این ۴ پیمونه برنج، شاید آهو اینا هم بیان میکنیمش ۸ تا، ۲ تا هم احتیاطا، رو هم ۱۰ تا پیمونه برنج رفت تو یه دبه کوچیک و روش هم پر شد از این بستههای نمک کوچیک رستورانی که به جای نمک پاش استفاده میشه (استفاده بهینه از فضا!! ماست بسیار خوبی بسته بودم و ۲،۳ تا بادمجون هم تو یخچال بود، گفتم یکی ببرم کباب کنم بورانی بادمجون با سیر بزنیم حالشو ببریم، پس ماستی که سرد نگهش میداشتم و بادمجون و نعنا خشک به میزان کم هم برداشتم. برا صبحونه تو راه هم که گفتم ۲ تا تخم مرغ آب پز خوردیم و بعدش نون پنیر خیار گوجه و مربا، تو خود شمال هم یه بار گوجه و بادمجون تخم مرغ خریدیم برا میرزا قاسمی. نون سنگگ عالی برا صبحونه هم از اینجا بردیم هم اونجا خریدیم. علاوه بر اینا یه ته قوطی روغن لادن طلایی مونده بود که برداشتم، یه قوطی نمکدونی زردچوبه و نمک و فلفل و سس مایونز بازم از این بستههای کوچیک و همین دیگه، ظرف هم که از این ستهای پیکنیکی که همه چی دارن و آهان یه سبد کوچولو هم برا آبکش کردن برنج برا لباس هم که باز همین تصویر سازی این که چی کجا پوشیده میشه و با چی ست میشه و خلاص!
کل این هفته به رفیق بازی گذشت. شنبه که رفتیم پارک ورزش و چند تا از دوستامونو دیدیم، یک شنبه خونه میعاد، دوشنبه خونه سینا، سه شنبه با فرندزها سینما و بعد یه خیابون گردی فوق باحال و پر خنده و مسخره بازی
دخترامم نتونستم بخرم چون سایز و رنگی که من میخواستم آقاهه نداشت و گفت هفته دیگه پنجشنبه، پس صبر تا پیروزی! [ ٢۳ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٩ ق.ظ ] [ مهرسا مستقل ]
[ چای میخوری؟ () ]
علت فس فس اینجانب برای نوشتن سفر نامه مچ درد، کار بیرون از شرکت، دلایل شخصی!!! چون هم کم کم میخوام بنویسم که اذیت نشم و به بقیه کارامم برسم٬ هم حدود ۳۰ تا عکس قراره بذارم میریم تو ادامه مطلب:
بقیه ش اینجاس [ ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠٠ ب.ظ ] [ مهرسا مستقل ]
[ چای میخوری؟ () ]
بفرما بیتا خانوم٬ الوعده وفا!
برییییییییییییییم؟! بقیه ش اینجاس [ ۱٩ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:٥٢ ب.ظ ] [ مهرسا مستقل ]
[ چای میخوری؟ () ]
در این که من خجسته م که شکی نیست! ولی راستش هنوز نشستیم ببینیم خونه شمالمون چی میشه و خبری هم نیست!
شب که رفتم بخوابم داشتم بیهوش میشدما ولی تا ۴ خوابم نبرد و فرداش ۱۰ به زور پا شدم، گیو هم که فوقالعاده رعایت خواب منو میکنه دیگه طاقت نیاورد و دو باری زنگ زد که مگه نمیری پیش مامان؟
شادی که من باشم دیروز رفتم خرید سبزیجاتی هم کردم برا سفر (مختصر برای احتیاط که اگه اونجا تعطیل باشه و اینا! [ ۱٢ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱٠ ب.ظ ] [ مهرسا مستقل ]
[ چای میخوری؟ () ]
|
||
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||